تبليغاتX
×××یــــــــخ داغ×××
***غرور و احساس تو چون يخي است که درخواست آن را قطره قطره آب ميکند پس بنگر که آن رانزد چه کسي فرو ميريزي... امام علــــي عليــــه الســــلام *** ***يــــخ داغ***يــــخ داغ***يــــخ داغ***
اجطوری لات باشید!

سلام به همه دوستان گل. خیلی وقته که نبودم شرمنده روی گلتون. دیدم مهـــــدی تو حس آپه دیگه ما یه مدت کشیدیم کنار. حالا هم که داره با درس خوندن خودکشی میکنه! (بشنو باور نکن!). خلاصه سرش تو درسه به من گفت بیام آپ کنم و از همه عذر خواهی کنم که خیلی وقته وبلاگ خوابیده! بگذریم. یه مطلب نیمه توپ دیگه براتون میذارم... برید حالیشو ببرید.

                                                       قربان شما                  امیــــــر

 

 

+ خط خطي شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 11:17 بدست امیــــــــــر |
زن زندگی شما کدوم یکی از ایناست؟
 

  سلام بچه ها. این آپ منه(امیــــــر هستم) واسه همین ادامه آپ قبل رو بعدا خود مهــــــدی میذاره.

  زن مدل هارد ديسک: همه چی يادش می‌مونه، تا ابد زن .

  مدل رم (RAM): از دل برود هر آن که از ديده برفت!

  زن مدل وينــدوز: همه می‌دونن که هيــچ کاری رو درست انجــام نمی‌ده، ولـــی کسی نمی‌تونه بدون اون

  سر کنه.

  زن مدل اکسل: می‌گـن خيـلی هنــرها داره ولی شما فقــــط برای چهـار نيـاز اصـلی‌تون ازش استفــــاده

  می‌کنين .

  زن مدل اسکرين سيور: به هيچ دردی نمی‌خوره ولی حداقل حوصله آدم باهاش سر نمی‌ره .

  زن مدل سِروِر (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله.

  زن مدل مولتی‌مديا: کاری می‌کنه که چيزهای وحشتناک هم خوشگل بشن .

  زن مدل سی‌دی درايو: هی تندتر و تندتر می‌شه .

  زن مدل ایميل: از هر دهتا چيزی که می‌گه، هشت‌ تاش بی‌خوده.

  زن مدل ويروس: به نام «عيال» هم معروفه. وقتی که انتظارش رو ندارين، از راه می‌رسه، خودش رو

  نصب می‌کنه و از همه منابعتــون استفاده می‌کنه. اگــر سعی کنين پاکش کنين، يک چيــزی رو از دست

  می‌دين، اگه هم سعی نکنين پاکش کنين، دار و ندارتون رو از دست می‌دين!

                                   امیــــــــــــــر                                          

 

***

الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا للله و انا الیة راجعون

بچه ها سلام...با اجازه امیـــــــــر... من مهــــــــدی هستم... و ضروری شد آپ کنم... ولی چون دیدم امیــــر تازه آپ کرده گفتم بیام این زیر بنویسم... البته باز بگم با اجازه امیــــر...
دیشب ساعت ۱ بود که دایی من مرحوم شدند... و امروز صبح قبل از سحر ما فهمیدیم...
مادر بزرگم که  تو ماه محرم گذشته فوت شد و حالا بعد از ۸ ماه دایی من رو هم با خودش برد... انشاالله که روح جفتشون شاد باشه...

                                                                                      مهــــــــــدی

+ خط خطي شده در سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 20:56 بدست امیــــــــــر |
فرهنگ اصطلاحات يک زن

 

 سلام به همه امروز اولین روز بد بختی ها بود حالا باید عین زن حامله ۹ ماه وایسیم خلاصه ایشال...

همه موفق باشین..

 

فرهنگ اصطلاحات يک زن

برزن: ريشه تاريخي کلمه زن، بر + زن، زن برتر، زن برتر از مرد، هر زني.

راهزن: راننده اي که مونث باشد (مثال : راهزن کاميون، راهزن اتوبوس، راهزن وانت، راهزن تاکسي، راهزن موتور؛ راهزن الاغ) 

ظنين: در متون تاريخي به صورت زنين آمده است، جمع مکسر زن، زنها.

زنجان: سرور، همان زن است به شيوه صميمانه، چيزي که همه مردها مجبورند بگويند.


نازنين: مرد، نا+زن+اين(اين يارو که زن نيست)، يک نوع فحش رکيک، عبارتي براي تحقير جنس دوم .

مرزنگوش: کاربرد خاصي ندارد اما با توجه به ريشه تاريخي آن (مرد + زن + گوش) نتايج زير برداشت مي شود:

1. مردي که به حرف زنش گوش مي کند.

2.
زني که گوش مردش را مي کشد
.

3.
مردي که گوش زنش گوشواره مي کند.

4. ...

زنگوله: مرد خرفت، هر مردي، يکي از کساني که زنها به راحتي گولشان مي زنند
.

زنبيل: نيروي امنيتي اجتماعات زنانه، زني که با بيل دفاع مي کند، گاهي در معاني زن کشاورز نيز آمده است.

همزن: بدبخت، مردي که همزمان چند زن دارد
.

کف زن: زن کار درست، خانمي که همه را در کف مي گذارد.

زنبور: ترجمه تحت الفظي لغات در زبان انگليسي.

زندان: (به فتح ز)محل اجتماعات بانوان، رديف اول کلاس .

زندان انفرادي الکترونيک: پشت ميز کامپوتر حاوي ياهو مسنجر

+ خط خطي شده در یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 23:46 بدست امیــــــــــر |
اغاز بدبختی ها!
از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : چرا اين همه وقت صرف اين يکی می فرماييد ؟
خداوند پاسخ داد : دستور کار او را ديده ای ؟
او بايد کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستيکی نباشد.

بايد دويست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جايگزينی باشند.
بايد بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذاي شب مانده کار کند.
بايد دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جايش بلند شد ناپديد شود.

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشيده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنيدن اين همه مبهوت شد.
گفت : شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟
خداوند پاسخ داد : فقط دست ها نيستند. مادرها بايد سه جفت چشم هم داشته باشند.
-
اين ترتيب، اين می شود يک الگوي متعارف برای آنها.

خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.
يک جفت برای وقتی که از بچه هايش می پرسد که چه کار می کنيد،
از پشت در بسته هم بتواند ببيندشان.
يک جفت بايد پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همين جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگويد او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوي خدا را بگيرد.
اين همه کار براي يک روز خيلی زياد است. باشد فردا تمامش بفرماييد .
خداوند فرمود : نمی شود !!
چيزی نمانده تا کار خلق اين مخلوقی را که اين همه به من نزديک است، تمام کنم.
از اين پس می تواند هنگام بيماری، خودش را درمان کند، يک خانواده را با يک قرص نان سير کند و يک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگيرد.

فرشته نزديک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خيلی نرم آفريدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفريده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسيد : فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد : نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد .
آن گاه فرشته متوجه چيزي شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اينکه اين نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در اين يکی زيادی مواد مصرف کرده ايد.
خداوند مخالفت کرد : آن که نشتی نيست، اشک است.
فرشته پرسيد : اشک ديگر چيست ؟
خداوند گفت : اشک وسيله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا اميدی، تنهايی، سوگ و غرورش.
فرشته متاثر شد.
شما نابغه ايد ای خداوند، شما فکر همه چيز را کرده ايد، چون زن ها واقعا" حيرت انگيزند.
زن ها قدرتي دارند که مردان را متحير می کنند.

همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی مي خواهند جيغ بزنند، با لبخند مي زنند.
وقتی می خواهند گريه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گريه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.

در مقابل بی عدالتی می ايستند.
وقتی مطمئن اند راه حل ديگری وجود دارد، نه نمی پذيرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هايشان کفش نو داشته باشند.
براي همراهی يک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قيد و شرط دوست می دارند.

وقتی بچه هايشان به موفقيتی دست پيدا می کنند گريه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گيرند، می خندند.
در مرگ يک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن يکی از اعضای خانواده اندوهگين می شوند،
با اينحال وقتی می بينند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر برایشان مهم هستيد.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و بوسيدن می تواند هر دل شکسته اي را التيام بخشد
کار زن ها بيش از بچه به دنيا آوردن است، آنها شادی و اميد به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو مي بخشند
زن ها چيزهای زيادی برای گفتن و برای بخشيدن دارند

خداوند گفت : اين مخلوق عظيم فقط يك عيب دارد
فرشته پرسيد : چه عيبی ؟
خداوند گفت : قدر خودش را نمی داند
+ خط خطي شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 4:50 بدست امیــــــــــر |
خانمها
 

سلام به همه میخوام چندروزی گیر بدم به زنا اقا یون حالش و ببرین...

خانم‌ها در سن...:


... هيجده تا بيست و يك سالگى، مانند آفريقا يا استراليا هستند: نيمه كشف شده، وحشى، با زيبايى هاى افسون كننده‌ى طبيعى.

21تا سى سالگى، مثل امريكا يا ژاپن هستند: كاملا كشف شده، بسيار توسعه يافته، آماده براى معامله، مخصوصا معامله با پول نقد يا اتومبيل!

...

30تا سى و پنج سالگى، مانند هند يا اسپانيا هستند: بسيار داغ، آسوده خاطر و آرام، و آگاه به زيبايى هاى خود.

...

تا چهل سالگى، مانند فرانسه يا آرژانتين هستند: بدين معنا كه اگر چه ممكن است در35 جريان جنگ نيمه ويران شده باشند، اما هنوز جاهاى بسيارى براى تماشا دارند!

...

40تا پنجاه سالگى، مثل يوگسلاوى يا عراق هستند: جنگ را باخته‌اند. هنوز گرفتار اشتباهات پيشين‌اند و به بازسازى كامل نياز دارند.

...

50تا شصت سالگى، مانند روسيه يا كانادا هستند: بسيار پهناور، آرام و مرزهاي بدون مرزبان، اما سرماى زياد، خلايق را از آنان مى راند.

...

60تا هفتاد سالگى، مانند انگلستان يا مغولستان‌اند: با يك گذشته‌ى درخشان و بدون آينده!

...

بعد از هفتاد سالگى، شبيه آلبانى يا افغانستان‌اند: همگان ميدانند كه در كجايند، اما هيچكس به سراغشان نمى رود!!!

نظررررررررررر!!!!!!!!!!!!

+ خط خطي شده در شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 4:45 بدست امیــــــــــر |
سلام

سلام به همه من امیر پسر عموی مهدیم. ماها عین داداش ۲قولوییم اما اون یه سالی بزرگتر. ما ۲باره باهم قرار بسازیم و خراب کنیم ............خلاصه سعی میکنم به مرور خودم و کامل معرفی کنم. یه مطلب توپ براتون اجالتن میزارم .

 

     هفته عاشقی

 

 

شنبه: با نگاهي

 عاشقانه مست

 شدم

 

 

 

 

يكشنبه: به او گفتم
 
 
 گرفتارت شدم
 
 
 
 
 
دوشنبه: همچو ليلي 
 
 
عاشق صحرا شدم
 
 
 
 
 
 
سه شنبه: بي وفايي
 
 
 كرد و من گريان شدم
 
 
 
 
 
 
چهارشنبه: اسير
 
 
 هجرانش شدم
 
 
 
 
 
پنج شنبه: او رفت و
 
 
 من درعاشقي فاني  
 
شدم
 
 
 
 
 
 
جمعه: بي او تنها
 
 
 
 شدم و از تنهاي ....
 

 
 
 
با یکی دیگه و باز....
                  
                                     یا علی
 
 
+ خط خطي شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 12:37 بدست امیــــــــــر |